تبليغاتX
کاش می شد از یه جایی دانلودت کنم
کاش می شد از یه جایی دانلودت کنم
·´¯`·. جز با صدای تو آروم نمی گیرم،آهسته و تنها غرق تو میمیرم.·´¯`·
::درباره وبلاگ ::

غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم

::نویسنده وبلاگ::
::آمار و امکانات دیگر ::
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin









-
شیشه ها مات و کبودن

چرا قصه ها اسیر

یکی بود یکی نبودن

تو سرت کجا شلوغه

که یادت رفته منی هست

کی اومد چشاتو روی

لحظه ها یکی یکی بست

بگو شیطونه تو جلدت

بگو که خودت نبودی

بهتر از من گیر آوردی

میمیرم من از حسودی

هیشکی از من نمیپرسه

تو دلم چیا گذشته

درد طعنه های مردم

از دلم هیچی نذاشته

تو رو دوست داشتن من نه

نگو که یه جور گناهه

میدونم یه روز میای تو

عمر این سفر کوتاهه

توی این روزای آخر

انتخاب تو دو راهه

عشق اولت منم من

ارزش اون به یه کاهه

Posted by مهدی at 0:42 | |
Link To This Post ID 154 | Topic : مطالب عاشقانه
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود
و اون منو «داداشی» صدا می کرد. به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم
و آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به این مساله نمیکرد.
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست. من جزومو بهش دادم.
بهم گفت :«متشکرم» و گونه من رو بوسید.

میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمی خوام فقط «داداشی» باشم.
من عاشقشم. اما… من خیلی خجالتی هستم … علتش رو نمیدونم.
تلفن زنگ زد خودش بود گریه می کرد دوست پسرش قلبش رو شکسته بود.
از من خواست که برم پیشش نمیخواست تنها باشه من هم اینکار رو کردم.
وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود
آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه.
بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه،
به من نگاه کرد و گفت : «متشکرم» و گونه من رو بوسید.

میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمی خوام فقط «داداشی» باشم
من عاشقشم اما… من خیلی خجالتی هستم… علتش رو نمیدونم.
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد
گفت : «قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد»

من با کسی قرار نداشتم ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم
که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم،
درست مثل یه «خواهر و برادر» ما هم با هم به جشن رفتیم.
جشن به پایان رسید من پشت سر اون، کنار در خروجی، ایستاده بودم،
تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود.
آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم،
به من گفت :«متشکرم، شب خیلی خوبی داشتیم»، و گونه منو بوسید.

میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمی خوام فقط «داداشی» باشم.
من عاشقشم. اما… من خیلی خجالتی هستم… علتش رو نمیدونم.
یه روز گذشت، سپس یک هفته، یک سال…
قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ‌التحصیلی فرا رسید،
من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره.
میخواستم که عشقش متعلق به من باشه اما اون به من توجهی نمی‌کرد و من اینو میدونستم،
قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی،
با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و
آروم گفت: «تو بهترین داداشی دنیا هستی، متشکرم» و گونه منو بوسید .

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه، من نمی خوام فقط «داداشی» باشم.
من عاشقشم. اما… من خیلی خجالتی هستم… علتش رو نمیدونم.
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش، توی کلیسا، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه،
من دیدم که «بله» رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد با مرد دیگه ای ازدواج کرد.
من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم،
اما قبل از اینکه از کلیسا بره رو به من کرد و گفت: «تو اومدی؟ متشکرم»

میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمی خوام فقط «داداشی» باشم.
من عاشقشم. اما… من خیلی خجالتی هستم… علتش رو نمیدونم.
سالهای خیلی زیادی گذشت.
به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده،
فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه،
دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود:

«تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه.
اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم.
من میخواستم بهش بگم، میخواستم که بدونه که نمی‌خوام فقط برای من یه داداشی باشه.
من عاشقش هستم اما… من خجالتی ام… نمیدونم…
همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
ای کاش این کار رو کرده بودم…. با خودم فکر می‌کردم و گریه!


اگه همدیگرو دوست دارید، به هم بگید، خجالت نکشید،
عشق رو از هم دریغ نکنید، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید،
منتظر طرف مقابل نباشید، شاید اون از شما خجالتی تر و
عاشق تر باشه.

Posted by مهدی at 11:17 | |
Link To This Post ID 152 | Topic : مطالب عاشقانه
تو یه جا نشستی مظلوم

من بیچاره یه محکوم

قسم وآیه چه فایده

واسه پرونده ی مختوم

بدجوری دلم گرفته

شیشه ها مات و کبودن

چرا قصه ها اسیر

یکی بود یکی نبودن

تو سرت کجا شلوغه

که یادت رفته منی هست

کی اومد چشاتو روی

لحظه ها یکی یکی بست

بگو شیطونه تو جلدت

بگو که خودت نبودی

بهتر از من گیر آوردی

میمیرم من از حسودی

هیشکی از من نمیپرسه

تو دلم چیا گذشته

درد طعنه های مردم

از دلم هیچی نذاشته

تو رو دوست داشتن من نه

نگو که یه جور گناهه

میدونم یه روز میای تو

عمر این سفر کوتاهه

توی این روزای آخر

انتخاب تو دو راهه

عشق اولت منم من

ارزش اون به یه کاهه
Posted by مهدی at 15:48 | |
Link To This Post ID 144 | Topic : مطالب عاشقانه
87/03/04

بی تو امشب باز يک گوشه نشستم در خيالم آمدم پيش تو و گفتم که خستم از همه چيز و همه کس به تو گفتم های های گريه کردم زار زار ناله کردم گفتم اينجا غصه دارم هيچکس را هم ندارم از همه چيز و همه کس من گسستم با همين دستهای بستم مثل اينکه کودک هستم از تو پرسيدم تو ميدانی که هستم؟ تو به من خنديدی و گفتی که باز هم در اين دنيای زيبا چشم بر خوبيها بستم

Posted by مهدی at 16:36 | |
Link To This Post ID 119 | Topic : مطالب عاشقانه
87/03/03

عشق زمانی است که او لباسهای زیبایش را فقط به خاطر تو بپوشد .

عشق زمانی است که هر وقت از موضوعی نگران است ، به او ارامش دهی.

عشق زمانی است که درست مثل روزهای بچگی روی جدول پیاده رو راه بروی و بی

دلیل بخندی.

عشق زمانی است که همه ی طول شب او را بیدار نگه داری و در مورد عمیق ترین

تردید ها و ترس هایت حرف بزنی و او کاملا گوش بدهد و حال تو را درک کند

Posted by مهدی at 16:22 | |
Link To This Post ID 117 | Topic : مطالب عاشقانه
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است . از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پايان ندارد ای كاش جمله زيبای دوستت دارم بی هيچ غرضی بر زبان ها جاری بود! ای كاش از گفتن دوستت دارم، از ترس سوءتفاهم ها و غلط انديشی ها باز نمی ايستاديم، ی كاش محبت را بی هيچ چشمداشتی حتی چشم داشت محبت، به او كه دوستش داريم هديه ميداديم ای كاش، ای كاش...
Posted by مهدی at 0:17 | |
Link To This Post ID 116 | Topic : مطالب عاشقانه
87/03/02
 مهم این نیست که قشنگ باشی. قشنگ اینه که مهم باشی حتی برای یک نفر

پس اینقدر...!!

Posted by مهدی at 13:33 | |
Link To This Post ID 114 | Topic : مطالب عاشقانه

 

چقدر جاي تو خالي است زير بارانها
دقايقي كه من و خلوت خيابانها

دقايقي كه سكوت و شراب و مستي و عشق
من و ترك ترك بي امان ليوانها

چقدر جاي تو خالي تو را بغل بكنم
ميان دلهره مرگبار توفانها

تو را بغل بكنم تا دوباره تازه شوند
تمام حادثه ها، بوسه ها و گلدانها

دقايقي كه من و تو دقايقي كه خدا
و يك توقف كوتاه بين دورانها

دقايقي كه بيايند و خيره مان بشوند
دقايقي كه نگاه تمام انسانها

چقدر جاي تو خالي كه عاشقت بشوم
چقدر جاي تو خالي كه زير بارانها… .

Posted by مهدی at 13:29 | |
Link To This Post ID 113 | Topic : مطالب عاشقانه

عشق یعنی...!


عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

 

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

 

عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم,یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

 

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچویوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من دریا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی یک سلام و یک درود

 

عزیزم همه اینا رو گفتی واسه من منم میگم که

عشق یعنی در کنارت بودن

به خدا دوستت دارم تو این حرفم شک نکن

Posted by مهدی at 21:50 | |
Link To This Post ID 112 | Topic : مطالب عاشقانه


گنه کردم گناهی پر ز لذت
در آغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ کینه جوی آهنین بود
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
زخواهش های چشم پر نیازش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم
فرو خواندم به گوشش قصه عشق
تورا می خواهم ای جانانه ی من
تورا می خواهم ای آغوش جان بخش
تورا ای عاشق دیوانه ی من
هوس در دید گانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بسترنرم
به روی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان ومدهوش
خداوندا چه می داند چه کردم
در آن خلوتگه تاریک و خاموش

 


(فروغ  فرخزاد)

Posted by مهدی at 16:4 | |
Link To This Post ID 107 | Topic : مطالب عاشقانه

به تو گفتم باورم کن میان این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار

Posted by مهدی at 13:15 | |
Link To This Post ID 98 | Topic : مطالب عاشقانه
شبي از پشت يک تنهايي نمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفر صدا کردم
تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم
پس ازيک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس
 تو را از بين گلهايي که در تنهايي ام روييد با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي
دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي
و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم
تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم
همين بود آخرين حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشمهايم را به روي اشکي از جنس غروب ساکت و نارنجي خورشيد وا کردم
نمي دانم چرا رفتي
نمي دانم چرا؟ شايد خطا کردم
و تو بي آن که فکر غربت چشمان من باشي
نمی دانم کجا؟ تا کي؟ براي چه؟
ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد
و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت
تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسي حس کرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت
کسي حس کرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
کسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد
و من با آنکه مي دانم تو هرگز ياد من را با عبوری هم نخواهي برد
هنوز آشفته چشمان زيباي توام
برگرد......
ببين که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد
کسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت
تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم
و من در حالتي ما بين اشک و حسرت و ترديد
کنار انتظاري که بدون پاسخ و سردست
و من در اوج پاييزي ترين ويراني يک دل
ميان غصه اي از جنس بغض کوچک يک ابر
نمي دانم چرا شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز
براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم

              
 

 

Posted by فرناز at 8:20 | |
Link To This Post ID 93 | Topic : مطالب عاشقانه
بوسه يعني وصل شيرين دو لب...بوسه يعني مستي از شراب عشق...بوسه يعني لذت دلدادگي...بوسه يعني لذت از شب...بوسه يعني لذت بردن از در كنار هم بودن...بوسه يعني طعم عشق را چشيدن...بوسه يعني آغاز ما شدن...ودر آخر بوسه كليد همه ي دلهاست ولي نه هر بوسه اي.
Posted by مهدی at 19:31 | |
Link To This Post ID 91 | Topic : مطالب عاشقانه
87/01/21

زندگی زخم و تو مرحم من
زندگی شوق گناه دل من
زندگی لذت بوئیدن تو
زندگی عطر وجود عاشقت
زندگی حسن نگاه صادقت
زندگی غم واسه نبودنت
زندگی شوق واسه رسیدنت
زندگی حرف دلت رو خوندن
شایدم حسرت و تنها موندن
زندگی شاید همش ساز و نواست

زندگی هر چی که هست باید که ساخت

Posted by مهدی at 16:50 | |
Link To This Post ID 90 | Topic : مطالب عاشقانه
دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
Posted by مهدی at 22:31 | |
Link To This Post ID 77 | Topic : مطالب عاشقانه
86/12/19

سلام ، یکی از دوستانم برام متن زیر رو واسم اس ام اس کرده دیدم قشنگه گفتم شما هم فیض ببرید:

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي* زيبا ترين هستي. تورو دوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمرم

Posted by مهدی at 16:30 | |
Link To This Post ID 69 | Topic : مطالب عاشقانه

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را.............. ..........براي پرستش

Posted by مهدی at 22:5 | |
Link To This Post ID 68 | Topic : مطالب عاشقانه

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ

Posted by مهدی at 21:44 | |
Link To This Post ID 63 | Topic : مطالب عاشقانه
عشق اونيه که وقتي خيلي ناراحتي ياد اون ميشه سنگ صبورت 
عشق اونيه که با ياد اون ميخوابي با ياد اون غذا ميخوري و با ياد اون زندگي مي كني
عشق اونيه که شبها قبل از خواب با روياي اون چشماتو روي هم ميذاري
عشق اونيه که شبها موقع خواب دوست داري سر اون کنار سرت باشه
عشق اونيه که شبها دستاتو زير بالش يا زير بغلت مي ذاري تا کمبود دستاشوکمتر حس کني
عشق اونيه که دوست داري بوي عطر بدنش بشه تک تک نفسهات
عشق اونيه که دلت هميشه بهونه ي اونو ميگيره هر چند ميدوني که ديدنش غيرممكنه
عشق اونيه که هر جا ميري دوست داري اونم همراهت باشه 
عشق اونيه که دوست داري اولين کسي که از پيروزيهات با خبر ميشه اون باشه
عشق اونيه که هر يادگاري يا دست نوشته اي از اون برات از دنيا با ارزش ترميشه 
عشق اونيه که موقع درد اگه اونو ببيني دردت فراموشت ميشه
عشق اونيه که به خاطر شنيدن صداش حاضري خيلي از ارزش هارو زير پا بذاري
عشق اونيه که تو موقع شادي دوست داري اونم کنارت بود و سهمي از اين خوشي رو داشت
عشق اونيه که حاضري به خاطر اون به تموم دنيا دروغ بگي
عشق اونيه که به اون اجازه ميدي تا وارد حريم خصوصي زندگيت بشه
عشق اونيه که اون تموم فکر و ذکرت ميشه
عشق اونيه که اسمون سياه دلت با قدم اون رنگين کمان ميشه
عشق اونيه که براي ديدنش لحظه شماري ميکني 
و عشق اونيه که هيچ وقت نميتوني فراموشش کني حتي اگه اون ترو فراموش بکنه...!

   منبع مطلب                                     

Posted by مهدی at 20:32 | |
Link To This Post ID 46 | Topic : مطالب عاشقانه

عشق منی

دوستت دارم:چون تک درخت زندگی من در قلبم هستی.

 

دوستت دارم:چون تک گل بی خار برای من هستی

 

دوستت دارم:چون صدایت بهترین لالایی برای خواب من است...

 

دوستت دارم: چون تو این دنیا را با این بزرگیهایش برای نازنینت قشنگترینی

 

دوستت دارم: چون در یک کلام عشق منی

 

 

Posted by مهدی at 17:47 | |
Link To This Post ID 43 | Topic : مطالب عاشقانه

::منوی وبلاگ ::
صفحه نخست
پست الکترونيک
خانگي سازی
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها


HOME | RSS | +Add | Them | Contacts US

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2008-2010 © by pochman.blogfa.com

Design This Web By IranSohrab.IR